علم

دریچه‌ی ترقی و تعالی آدمی

که علمِ عشق در دفتر نباشد

۴۴۹ بازديد

ابراهیم طالبی دامنه دارابی. صوفی کم‌شمار بودند، اما میان ملل دست به حدیث وَ روایتِ بسیار بودند. هر چند این طریقه‌ی عرفانی مذهبی فکرش علمِ کشف بود، نه علمِ بحث. چرا؟ خُب معلومه که چرا. چون پاکدلی و تصفیه‌ی اخلاق را بالاتر از تحصیل دیگر می‌دانستند. بگو حافظ چه گفت؟ که به همه‌چیز شباهت می‌زد در شعرش. به فقیه، به حافظِ موسیقی، از بر بودنِ قرآن، دانشمند، عارف، منتقد، روحانی سازشکار، محافظه‌کار، حتی دنیادار. گفت:

 

بِشُوی اوراق اگر همدرس مایی
که علمِ عشق در دفتر نباشد

 

بی هیچ نبود که مولوی هم سرود:

 

زادِ دانشمندْ آثارِ قلم

زادِ صوفی چیست؟ آثار قدم

بگذرم.

هوش مصنوعی و هوش حقیقی

۶۵۶ بازديد

به نام خدا. سلام. مطلبی را که می‌نویسم از مسائل روز جهان است. سعی دارم آنچه را از متن اخیر آقای نوآم چامسکی ( فیلسوف، زبان‌شناس) فهم کرده‌ام، خلاصه و منسجم مطرح نمایم؛ در واقع طرح مسئله کنم تا کمی فوری‌تر به درک مطلب بینجامد.

این زبان‌شناس بزرگ جهان، وضعیت فعلیِ "هوش مصنوعی" را «ابتذال شرّ» دانسته است و این فن‌آوری را قادر به ایجاد "گفت‌وگوهای ناب، فکرشده و بحث‌برانگیز" نمی‌داند. از نظر وی "فقدانِ اخلاق و تفکر معقولانه"، هوش مصنوعی را عاملی برای «ابتذال شرّ» یا به عبارتی دیگر "بی‌تفاوتی نسبت به واقعیت و حقیقت" نموده است. ازین‌رو در نگاه چامسکی فقط با "هوش حقیقی" (=هوش خداداد و طبیعی)، قابلیتِ "تفکر و رفتار خردمندانه"‌ی بشر به نمایش در می‌آید. زیرا قدرتِ "استدلال مبتنی بر اطلاعات و نیل به نتیجه‌گیری" فقط از "توانِ برجسته‌ی مغز انسان" بر می‌آید نه چیز دیگر.

علتی که وی ارائه می‌کند این است که، این مغز ماست که هم می‌تواند "روابط میانِ معانی" را شناسایی کند و هم می‌تواند تکامل پیدا نماید که «خلقِ توضیح» کند. او کارآمدی هوش مصنوعی را در صورتی صحیح می‌داند که برای خلقِ "خروجی‌های بدیع " از "هر گونه محتوای غیراخلاقی" و " اَفسارگسیختگی" به دور و عاری باشد. ایرادی که او به هوش مصنوعی وارد می‌کند این است که این فن‌آوری (=تکنولوژی) "استدلال‌های استاندارد ادبی" را به‌خوبی انجام می‌دهد، ولی از "موضع‌گیری روی موضوعات مختلف" سر باز می‌زند؛ لذا طبق ارزیابی این زبان‌شناش شهیر، هوش مصنوعی (=غیرحقیقی و به قول وی: ماشینی)  نه فقط "بر جهل" تکیه دارد بلکه بر "عدم هوشمندی" نیز اتکا می‌ورزد. بنابرین موضع این فیلسوف عصر ما نسبت به این پدیده‌ی نوظهور این است که، چون "ظرفیت استدلال‌کردن" را ندارد، پس "این برنامه، خلاقیت را فدای شکلی از بی‌اخلاقی" نموده است.

یک توضیح ضروری من می‌تواند این باشد >"خلقِ توضیح" در ادبیات چامسکی همان تفسیر متن است که انسان را قادر می‌سازد به کُنه مطلب پی ببرد. در حقیقت در وجود انسان قدرتی مرموز نهفته است که اسمش فهمیدن است. فهم، با سواد و دانش و میزان اطلاع فرد، فرق دارد؛ فهم به نظرم مستقیم زیرِ نظرِ عقل و قلب اداره می‌شود، که عاید و سودمند به حال آدم است، زیرا هم منجر به کشف علمی می‌شود، هم منتهی به شهودِ عرفانی، و هم متصل به رفتار معنوی یا فرارَوی. خدا کند توانسته باشم، این مطلب مهم و شاید پیچیده را کمی روشن کرده باشم و گره‌اش را وا. | ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ | ابراهیم طالبی دارابی.

ایمان جهت می‌دهد، علم سرعت

۶۲۰ بازديد
کافی‌ست افراد فلسفه‌ی غرب را بخوانند، کامل متوجه می‌شوند چرا مظاهر غرب این‌همه از آرمان انبیا ع دور است. علم و دانش دارند اما ایمان را تخریب کردند. به قول استاد شهید مرتضی مطهری «علم سرعت می‌دهد، ایمان جهت». بنابرین؛ غرب سرعت گرفت، اما جهت را گم کرد.

شیوه ی علمی شهید بهشتی

۶۲۲ بازديد
شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی سال ۱۳۲۸ به بعد، در قم دبیر انگلیسی دبیرستان‌های قم بود. سپس خود دبیرستان "دین و دانش" را راه‌اندازی کرد و شب‌ها در آن برای طلبه‌ها درس‌های جدید گذاشت: این درس‌ها: زبان انگلیسی، فیزیک، شیمی، جامعه‌شناسی، تاریخ علم، روان‌شناسی. و خود شهید بهشتی درس "تاریخ علم" را برای طلاب تدریس می‌کرد که به نقل مرحوم دوانی، در آن زمان ۳۰ طلبه بودند.
 
نکته‌ی مهم این است با آن‌که این شیوه‌نامه‌ی تدریس مدرن بهشتی سرآغاز یک تحول در حوزه‌ی علیمه‌ی قم محسوب می‌شد، اما سلطنت پهلوی از بیم و هراس، از کار ایشان جلوگیری کرد و وی مجبور به ترک قم و اقامت در تهران شد که سرانجام یکی از بالاترین عضو اثرگذار شورای انقلاب شد که جریان عطیم انقلاب مردمی علیه‌ی دوده‌ی فاسد پهلوی را مدیریت و هدایت می‌کرد.